باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی محرم نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای!
ای ماه خون! بار دیگر از راه رسیدی و با نسیم گرم کربلایی ات، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان رساندی، دوباره سکوت تاریخ را درهم شکستی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد کردی. اینک بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند.
|
+| نوشته شده توسط
علی ندافی - محمدرضا نظری در
|