عوامل عقب ماندگی جهان اسلام و ایران
بعد از پيامبر اكرم(ص)، بجز در زمان خلافت امير المؤمنين (ع) اسلام به دست عدهاي افتاد كه از روح اسلام بيخبر بودند، و تنها به فکر سروري و حكومت بر مردم و رياست و قدرت بود، نه التزام عملي به دستورات قرآن و اسلام. اسلام ناب پس از پيامبر و اندكي بعد از آن حضرت به حاشيه رفته و هرگز به قوانين مترقي آن عمل نشد و خرافاتي به اسم اسلام جايگزين فرهنگ اسلامي شده و فرهنگ گذشته نيز به مرور زمان از بين رفت.
علل عقب ماندگی جوامع اسلامی جدایی از واقعیت های اسلامی است. در تاریخ داریم که معاویه بن ابی سفیان، به توصیه پدرش به اطرافیان خود گفت که باید مردم را به نظام جاهلی گذشته برگردانیم.چون احساس کرد که اگر بین مردم و فرهنگ اسلام فاصله بیافتد، راحتتر می تواند حکومت را به دست بگیرد و از مردم بهره برداری کند. اما اگر نورانیت اسلام باشد، و حاکمیت پیامبر (ص) و اهل بیت(ع) بر جامعه باشد، اینها نمی توانند این کار را بکنند.
اسلام علل و عوامل پیشرفت جامعه ی اسلامی را در خود مردم جستجو می کند. این طور نیست که خداوند از آسمان برای مردم برکات را نازل کند و از طریق امدادهای غیبی ملتی را به عظمت برساند.
مثلا در قرآن آمده که وقتی قوم بنی اسرائیل را از زیر بار ذلت فرعون نجات داد، گفت که بروید و قیام کنید و این سرزمین مقدس را نجات دهید و آزاد کنید و عمران و آبادانی ايجاد کنید و یک جامعه ی خوب را بسازید،ولي آن ها گفتند که برو و با خدای خود بجنگ و وقتی كه پیروز شدی، ما می آییم و سر سفره ي آماده می نشینیم.
قرآن می فرماید که آنها چهل سال در زمین سرگردان شدند. چرا؟ چون اگر قرار است عزتی ایجاد شود، این عزت را خود مردم باید ایجاد کنند.
جدا شدن از اسلام واقعی باعث شد تا مسلمانان به آهستگی از نظر علمی عقب بمانند و رشد علمی نکنند و به سراغ یک زندگی ساده مادی و رفاه طلبی بروند و استعمار رشد را از این جوامع می گیرد و طبیعتا" آن کسی که عالم است و قدرت علمی دارد، میتواند بر جهان مسلط شود و انسان های بی سواد نمیتوانند رشد کنند.
تاخت و تازهای نظامی بیگانگان در قلمرو جغرافيايي جهان اسلام و ايران، و حملههاي نظامي مخرب و ويرانگر به تمدن اسلام و كشورهاي اسلامي مانند حملات مغول، جنگهاي امويان، عباسيان و انقراض حكومت آنها از جمله عوامل مهمي بود كه انرژي و استعدادهاي جهان اسلام را مصروف جنگها نموده و امنيت جامعه را كه مهمترين عامل توسعه و پيشرفت علمي و توليد علم و تعالي فرهنگ است، از بين برد. چون، علم و فرهنگ و ارزشهاي انساني به عنوان سه عنصر اساسي توسعه و پيشرفت ميباشد كه در فقدان امنيت هرگز قابل پيشرفت و توسعه نيست.
دولتهاي اسلامي بعلت جنگهای متعدد فرصتی نمييافتند كه درباره مقوله علم و توسعه و صنعت برنامهريزي كنند، مقداري از توليد علم و ايجاد زمينههاي مختلف كه در بخشهايي از جهان اسلام به وجود آمده، در سايه صلح و آسايش و امنيت بوده كه مرهون تلاش فردي علماي بزرگ اسلامي با حمايت جزئي دولتها بود ، مثل، تلاشهاي علمي ابن سينا و فارابي و علماي برخواسته از اندلس و ....
استبداد و استعمار دو نيروي بازدارنده پیشرفت هستند، ظهور پديده استعمار و رابطه خصمانه ای که این کشورها با ایران داشتند از سال 1507 میلادی توسط پرتغالی ها شروع و به ترتیب توسط انگلیسیها، روسها، آلمانها و آمریکاییها ادامه یافت و با انواع تهاجمات خود از جمله فرهنگی سعی در عقب نگه داشتن ایران و تحمیل فرهنگ مصرفي خويش به ایران و چپاول منابع و ثروتهای ملی را داشتند.
يكي از عوامل و موانع توسعه در ايران نوع حكومتهاي گذشته بوده اند، در گذشته بعلت وجود حکومتهای استبدادی و حاکمان نالایق و بی کفایت و سوء مدیریت متاسفانه کشور ایران نتوانسته در جهت توسعه قدم بردارد در روزگاری که پرتغالیها به جنوب کشور حمله کرده بودند حاکمان ما حتی نمی دانستند پرتغال در کجا قرار دارد.
سوء مدیریتها، استمرار مصرف گرایی باعث تك محصولي شدن و از بين رفتن صنايع بزرگ و كوچك داخلي شده و استمرار عقب ماندگي را در پی داشت.
سرقت مغزها: چون تکنولوژی پیشرفته در اختیار کشورهای قدرتمند غربی بود و دانشمندان ایرانی که به خارج مهاجرت می کردند، خواسته یا ناخواسته جذب کشورهایی شدند که امکانات و امتیازات مورد نظر آنها را بهتر برآورده می کردند.
وجود نفت اگر چه نعمت بزرگى است، ولی با وجود حاکمان و مدیران بى کفایت و فاسد در گذشته باعث عقبماندگى کشور ما شده است. منابع نفتی موقعیت خاصی برای ایران در منطقه پدید آورده و کشور را به میدان رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است. "غرب زدگی ما با پول نفت آغاز شد". (جلال آل احمد)
کمبود بارش باران در امور کشاورزی و دامی اثر منفی دارد، چون خودکفائی در امور کشاورزی اولین قدم در امر توسعه می باشد.
موقعیت استراتژیکی: ایران در منطقهاى قرار گرفته است که همه چشم طمع به آن دوختهاند و اگر ما به دیگران کارى نداشته باشیم، دیگران به جهت نفت و موقعیت ممتاز به ما کار دارند. بارها روسیه تزار و انگلیس بر ایران تاخت و تاز کردند و بسیارى از مناطق ایران را اشغال کردند. مثلا" پتر کبیر» در پى این بود که به آبهاى گرم جنوب برسد.
اما این حرکتهای فرهنگی، یک دفعه تحقق پیدا نمی کند و به صورت تدریجی است. همیشه دشمنان اسلام، تلاش می کنند که به صورت تدریجی به جامعه ی اسلامی وارد شوند و فرهنگ و عزت و هویت دینی را از مردم بگیرند.
چیزهایی را به مردم تلقین می کنند و خودباوری را به تدریج از مردم می گیرند. می گویند اصلا شما نیازی به کار کردن ندارید هرچه می خواهید از غرب و جاهای دیگر می آوریم و تامین می کنیم. شما نفت و ثروت دارید، کافی است این نفت را در اختیارمان بگذارید تا ما برای شما کار کنیم و محصولاتمان را برای شما عرضه کنیم. و زمینه های رشد علمی را از اینها سلب می کنند. و سعی می کنند که مسلمانان را بی سواد نگه دارند .
فقط در پرتو دین و اسلام است که مردم می توانند عظمت پیدا کنند.
|
+| نوشته شده توسط
علی ندافی - محمدرضا نظری در
|